اوراقی از یک پرونده
گفتوگو با حسن محمديان مدير سابق راديو گفتوگو
راديو گفتوگو قرار بود تريبون بيتربيونها باشد
وقتي از پلههاي ساختمان شهداي راديو بالا ميروم با خود ميانديشدم كه آيا ميتوان در اين سازماني كه همواره به محافظهكاري و دولتي بودن محكوم بوده است، بهراحتي درباره تضارب آرا و انديشهها سخن گفت يا نه؟ آيا اصلا فضاي اين ساختمان ميتواند كلماتي همچون نقد، آزادي بيان، چندصدايي و تكثر انديشهها را تاب بياورد يا نه؟ اما يادم ميآيد كه همين چند سال پيش بود كه اشخاصي همچون ابراهيم يزدي، احسان نراقي، شمسالواعظين و حتي داريوش شايگان، صدا و نظر خود را از همين بنگاه خبرپراكني و از پشت اتاقهاي همين ساختمان به گوش ديگران رساندند و راستش خودم نيز در آن زمان باور نميكردم كه در رسانه ملي بتوان صداهاي متفاوتي هم شنيد. به قول مهندس محمديان، مدير سابق راديو گفتوگو، اينجا تريبوني براي بيتريبونها بود. اما انگار اين ديگر صدا نيست كه باقي ميماند و امروز ديگر راديو گفتوگو از چندصدايي افتاده است. راديويي كه با عملكرد خود، اعتماد نداشته روشنفكران به رسانه ملي را بازگرداند و ترميم كرد؛ اما چه شد كه اين اعتماد بار ديگر فروريخت. اگر شما هم به كشف اين راز علاقهمند هستيد با گفتوگوي پنجره با مهندس حسن محمديان همراه شويد. وي در مرز پنجاه سالگي است و با نزديك به بيست و پنج سال سابقه كاري در صدا وسيما در آستانه بازنشستگي است. فوق ليسانس مهندسي معدن دارد، اما از سال1360 در آموزش و پرورش كردستان مشغول بهكار شد و چهار سال معاون پرورشي مريوان و سقز بود. محمديان نه سال نيز مدير راديو كرمان بود و و از سال 1373 نيز بهعنوان مدير نظارت صداي استانها و در تهران مشغول شد و علاوهبر آن نه سال مدير گروه اقتصاد شبكه سراسري راديو بود و از سال 1384 بهعنوان مدير راديو گفتوگو منصوب شد. وي بهمدت هزار روز مسوليت راديو گفتوگو را بهعهده داشت و در اول آذر ماه امسال نيز بازنشست ميشود.
آقاي محمديان واقعيت اين است كه من مثل بسياري ديگر از افراد علاقهمند به فرهنگ و سياست هيچگاه فكر نميكردم كه روزي در صدا و سيماي كشور ما يك شبكه راديويي تأسيس شود كه اشخاصي مثل داريوش شايگان، ابراهيم يزدي، احسان نراقي، محمد قوچاني و امثالهم در آن حضور پيدا كنند و حرف بزنند؛ اما اين اتفاق در زمان مديريت شما افتاد...
ادامه مطلب

پاسداشت تلاش٬ مومنانه ترین همت زندگی است
کم کم به روزهای برگزاری دهمین جشنواره بین المللی رادیو نزدیک می شویم این رویداد مهم وتاثیر گذار که در اردیبهشت ۷۹ اولین دوره آن را راه اندازی کردیم اکنون عدد برگزاری آن دورقمی شد برای بنده که این جشنواره را با همت دکتر خجسته وجمعی از همکاران و کارشناسان رادیو راه اندازی کرد یم و ۶ دوره نیز مسئو لیت آن را بر عهده داشتم اسم جشنواره رادیو سرشار از خاطرهای تلخ و شیرین می باشد ولی لذت و خاطره جشنواره اول چیز دیگری است الان هم که به آن لحظات فکر میکنم اشک شادی و امید در چشمان نگرانم حلقه میزند امسال این جشنواره وهمچنین دومین اجلاس جهانی رادیو روزهای ۲۸ و ۲۹ اردیبهشت با حضور میهمانا ن داخلی و خارجی و با دبیری دوست خوب و فاضلم جناب دکتر مسعود احمدی در مرکز همایشهای بین ا لمللی صدا وسیما برکزار خواهدشد به همین بهانه مختصری در باره رادیوتقدیم می کنم:
بعضی ها از عباراتی مانند: تفاوت نسل ها٬ شکاف نسل ها و ا مثا لهم واهمه دارند درصورتی که در همه زمانها و در همه مکا نها اختلاف و تفاوت بین نسل ها وجود داشته٬ دارد و خواهد داشت این از زیبا ئیهای خلقت و خالق حکیم است لکن چیزی که مهم است اصالتها٬ ریشه های فرهنگی و هویت یک ملت است که راههای پاسداری از آن به بحث مفصل نیاز دارد. موضوعی که من در این یادداشت می خواهم اشاره کنم موضوع گفت وگوی بین نسل ها است که به دلیل شرایط فعلی زندگي بسيار کم اتفاق مي افتد ما کمتر فرصت پيدا مي کنيم تا با هم بنشينبم و حرف بزنيم لذا از به اشتراک گذاشتن تجربيات و رهيافتهاي متفاوت محروم مي شويم هر نسلي دانش ٬ خواسته ها و ويژگيهاي خاص خود و دوران خود را دارد و اين يک امر پذيرفته شده و طبيعي است. در تعاملات نسل ها است که تو لید علم افزایش می یابد٬ فرهنگ بارور می شود و دانسته ها با هم جمع می شود. گرچه زندگی در دنیای مدرن فر صتهای با هم بودن را به شدت کاهش داده است اما انقلاب رسانه ای فرصتهای طلائی جدیدی رادر اختیار ما قرار داده است پیشنهاد من در این خصوص گفت و گو در فضای وب است که می توانیم در آن تجربیات و اندوخته های خود را به اشتراک بگذاریم که با این کار به نوعی از پیوستگی ویکپارچگی اجتماعی دست پیدا خواهیم کرد. قطعا نسل جدید در این زمینه آمادگی کامل دارد بر ما نسل های قبل تر است که وارد این میدان بزرگ بشویم تا به استحکام جامعه وفرهنگ خود کمک کنیم من هم اکنون از طریق همین فضا با بسیاری از جوانان از جمله پسر خودم گفت و گو میکنم این یک ایده اولیه است شما هم کمک کنید...
نوروز با خود شادی و نشاط فراوانی را به همراه دارد و در واقع یکی از مصداقهای شادی جمعی است که دارای مراسم و مناسک است این مناسک ریشه در آئین های کهن ایران دارد که پس از پذیرش اسلام توسط ایرانیان به لحاظ محتوا غنی تر هم شده است. قرار دادن قرآن کریم در سفره هفت سین٬ خواندن نماز هنگام تحویل سال٬ قرائت دعای تحویل سال٬ احترام به بزرگترها٬ بحث صله رحم و... نشانگر اهمیت این آئین ملی و دینی ما می باشد و دارای تاثیرات فراوان فرهنگی٬ اجتماعی٬ اخلاقی است که در جای خود نیاز به بحث زیادی دارد . پوشیدن لباس نو٬ خانه تکانی٬ شیرینی و آجیل٬ عیدی دادن ٬ عیدی گرفتن٬ دیدوبازدید و... نقش بی نظیری در ساختار سالم اجتماعی جامعه دارد که در مجال این یادداشت نمی باشد. این جند کلمه بهانه ای بود تا عرض کنم به لطف خداوند مهربان همچنانکه در یادداشت بهار دلکش نوشته بودم لحظه تحویل سال را در قم ودر حرم مطهر حضرت معصومه(س) بودیم و بقیه تعطیلات را در بهشهر وییلاق زیبای عشرستاق٬ روستای روح انگیز جیربند بودیم آقا سبحان که ادعا می کند عکاس خوبی است و موقع گرفتن عکس برای اینکه این ادعای خود را اثبات کند دائم زاویه دوربین و زاویه برخی از اعضای بدن خود را تغییر می داد از این سفر به یادماندنی عکسهایی را گرفته که چند تا از آن را در وبلاگش گذاشته چنانچه مایل باشید می توانید
یک سال دیگر از عمر همه ما گذشت٬ بافرازونشیبهایی در زندگی شخصی و اجتماعی خود به سال جدید وارد می شویم. بهار با خود نو شدن٬ زایش٬ سرسبزی و دلکشی را به همراه دارد و این پیام مهمی بر ای همه ما انسانها دارد٬ ما هم باید متحول بشویم و به بهترین حال ممکن خود را برسانیم.